تولد بابا
دیروز تولد بابا داود بود
...
من ومامان چند روز بود داشتیم برای تولد بابا آماده می شدیم.
با هم رفتیم کاموا خریدیم، من دختر خوبی بودم تا مامان برای بابا کلاه و شالگردن ببافه و کیک هم بپزه. آفرین به من که با صبر کردن توی کادو شریک شدم.
نزدیک اومدن بابا، آماده شدیم و منتظر موندیم.

نیووووووووومد. بزار تا 10 بشمورم: 3،2،1،...

بالاخره اومد.
بابا جونم تولدت مبارک

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولد بابا
